{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم

صدای زجه ام راکم نوشتم ،

غرورم راسپرکردم به جای فریاد

درخودشکستم وبازنوشتم ،

به آخر سرخط که رسیدم ،

آتش دردم شعله کردودفترم راهم سوختم .
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

نمیدانم کجای قصه ام را بدنوشتم صدای زجه ام را کم نوشتم غرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط