{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشجویی به استادش گفت:

دانشجویی به استادش گفت:
استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم آن را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت : آیا مرا می بینی؟
دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلماً شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید…
خدایا هوامو داشته باش.....
دیدگاه ها (۶)

درخشش آب زلال...لطافت هوای مطبوع...وسعت زمین پاک و لذت زندگی...

دلم خیلی گرفته..........

زندگی خانمها سه مرحله دارد ...... !.....1-کودکی ...2-جوانی ....

بچه ها این پروفایل پسرداییم آرش هست؛ اگه ممکنه بهش سر بزنید ...

کجا ....همه چیز از آنجا شروع شد ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

《검은 마음》پارت پنجم اولین درسراهروی دانشکده‌ی روان‌شناسی آرام‌ت...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَس...

من هرچی سعی می کنم می بینم نمی تونم !!!این دیووووث کیه پشت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط