{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《ابدی》

《ابدی》
دستم را بگیر
بر روی گل های بابونه
قسم بخور به عشق
که جدایی، هرگز است
و سبزه هارا، شاهد حرفت بگیر
هنگامی که نور خورشید می تابد
پیوند ما همیشگی است
دیدگاه ها (۰)

+ تو.. حالت خوبه؟ - آره معلومه! چطور مگه؟+ آخه می دونی، خیلی...

تکاپوی مردم، صدای همهمه و خنده و گاهی فریاد، همه نشانه ای از...

《سایه بازی》

《عشق عجیب》

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

از دید من ؛تو زیبایی مثل تجربه‌ی اولین بوسه,تو زیبایی مثل او...

رمان سوکوکو پارت ۱چشم ها دروغ نمیگویند پرتوی افتاب که از شیش...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

پارت سوم آن شب طوفان وحشتناکی بیرون در می‌گرفت. روی تخت نشست...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

رقص سایه‌ها | پارت ۳۰ (پایانی): طلوعِ عشق در میانِ سایه‌هاصد...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

از ميانِ پلك هاي خسته ام نور و روشنايي را مي ديدم تا آنجا كه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط