{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 14
دنیای موازی
کوکی بلند شد صورتشو به صورتم نزدیک کرد صورتمو عقب بردم که دستشو گذاشت پشت گردنم
کوکی : چاگیاااا ( با خنده خرگوشی )
ا/ت: کوکی نکن
کوکی : من که نکردم ( با شیطنت )
ا/ت: کوکییییی
یکدفعه کوکی دستشو گذاشت روی دهنم
کوکی : هیس فکر کنم زامبی ها دوباره اومدن
ا/ت : بیا بریم الان توی درده سر میافتیم
کوکی : باشه بریم
بلند شدیم چون کوکی کتفش آسیب دید باید وسایلو خودم برمیداشتم
شروع کردیم به بدو بدو کردن
انقدر رفتیم ک۵ دیگه برامون نفس نمونده بود
کوکی : یکم ..... صبر ... کنیم ...
ا/ت: باشه ..... صبر ...ک..کنیم
به کوکی بطری آب دادم خودمم آب خوردم تا نفسم جا بیاد
کوکی : بنظرت هیونگام الان کجان
ا/ت نمیدونم
با چیزی که خورد توی سرم بیهوش شدم و آخرین چیزی که شنیدم صدای داد کوکی بود
کوکد: ا/تتت
خماریییی
دیدگاه ها (۵)

part 15 دنیای موازی با سوزش سرم چشمامو باز کردم چند بار چشم...

part ۱۶دنیای موازی کوکی اومد سمتو محکم بغلم کرد سرمو توی گو...

part 13دنیای موازی به کتف کوکی نگاه کردم خون ازش جاری بود ا/...

part 12دنیای موازی کوکی دستشو دور کمرم محکم کرد توی هوا معلق...

فیک_سناریو_تهیونگ

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱۶

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون)P⁴³(کره=ساعت 9:23 AM) جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط