{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی که چیزی نگفت وقتی میرفتی بی خبر

کسی که چیزی نگفت وقتی میرفتی بی خبر

وقتی نامتو میذاشتی واسه من کنار در

کسی که حرفی نزد نگفت بهت نرو بمون

کسی نگفت بری دیگه تمومه عشقمون

حالا اومدی دوباره بعد یه خواب بلند

اما حیف که ریشه های عشقتو زمونه کند

حالا اومدی ولی دیره واسه یکی شدن

جای خالیتو گرفته بغض حسرت پیش من

هیچ کسی حرفی نزد یادت میاد چه ساده بود

تو سوار آرزوهات عشق من پیاده بود

ابر دلتنگی نبارید آسمون گریه نکرد

گم نشد ستاره ای حتی تو خواب شهر سرد

حالا اومدی دوباره بعد یه خواب بلند

اما حیف که ریشه های عشقتو زمونه کند

حالا اومدی ولی دیره واسه یکی شدن

جای خالیتو گرفته بغض حسرت پیش من
دیدگاه ها (۷)

خدایا خسته شدم از بس بهم گفتن بسپارش بخدا ،تحمل داشته باش .د...

مادر مثل مداده هرلحظه تموم شدنشو میبینی ولی پدر مثل خودکاره...

ﺩﺭ ﻋﮑﺲ ﻫﻮﺍ ﺍﻓﺘﺎﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ....ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻋﮑﺲ ﺍﻣﺎ ....

خستگی را تو بخاطر مسپارکه افق نزدیک استو خدایی بیدارکه تو را...

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟸زن با تردید زمزمه کرد:ـ من ..همچین چیز....چ...

فاصله یک لبخند تا جنون

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

📖 آکادمی آستریاپارت سیزدهم | «بیداری»صدای باد میان درخت‌های ...

پارت ۱۴ روز بعد...از همان لحظه‌ای که آریانا وارد مدرسه شد، ذ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p40دروازه‌های قلعه با صدای سنگینی پشت سرش...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط