{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩
(♡)پارت ۱۸۹ (⁠♡)


نور لامپ بالاي سرم رو تار میدیدم..خيلي تار.. احساس ضعف همه روح و جسمم رو گرفته بود. یه دفعه چهره جیمین رو توي لامپ بالا سرم دیدم..
تلخ هق هق کردم
جیمین... لطفا.. كمكم كن...
با گریه به زحمت دستمو سمتش دراز کردم. صداش توی گوشم پیچید الا.. بلند شو.. پلک زدم که... محو شد. فقط به توهم بود. يه خيال.. از شدت درد نفسام مقطع بود. خون توی دهنم زیاد و ازار دهنده شده بود.
به زور سرفه زدم.. تمام صورت و گردنم خیس اشک بود.
جیمین.. ازم میخواد بلند شم..میخواد...
یه دفعه اون حیوون روم خیمه زد و قیافه نحسش جلوي
نور لامپ رو گرفت.
چشمام تار بود.
به زور پلک زدم و چشمامو تا آخرین حد ممکن باز کردم تا
بهتر ببینم
وقتی گفتم جیمین چراغه اشتباه کردم.
جیمز یه چراغ نیست..خود خورشیده.. خورشيدي
که نمیاد منو از این اتاق نجات بده اما زنده نگهم میداره و بلندم میکنه تا نجات پیدا کنم. احمقانه است که مردي که خریدتم حس خورشید رو بهم
بده ولي..
اون لعنتي سرشو اورد جلو که چشمامو خيلي محکم به هم فشردم و تمام انگیزه و امید و قدرتم رو يك جا جمع کردم و سرمو خيلي محكم جلو کشیدم و با کله محکم کوبیدم تو
صورتش..
اخ بلندي گفت و ازم دور شد.
سرم شروع به دوران کرد
باید محکم باشم...باید
تند با لگد خيلي محکم کوبیدم تو بخش حساسش که داد بلندي زد و به خودش پیچید و روی زمین نشست.
تند بلند شدم
سرم گیج میرفت و تلو تلو میخوردم.
اون یکی دوربین رو انداخت و اومد سمتم.. با نفس نفس به زور دست مشت کرده مو حواله کردم
سمتش که روي هوا گرفتش..
نفسم بند اومد..
دستمو محکم توي مشتش فشرد.
جیغ پردردي زدم و با دست آزادم وحشیانه به جونش
افتادم.
تند کوبیدم تو صورتش که دوتا دستم رو پیچوند و برد
پشت سرم
از شدت درد و تشویش قلبم توی دهنم بود و هر لحظه ممکن بود با محتویات معده ام بالا بیارمش...
دیدگاه ها (۹)

ادامه...اندار از داخل داشتن با لحد نوي شحمم ميردن. به زور دس...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۷۲. با چهره لبخند حاصل از غمگینی نرم دست ...

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۱۸۸ (⁠♡)پوزخند زد و به رفیقش گ...

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۱۸۷ (⁠♡)این عشق نبود..عشق بازی ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۷۰۳چراغ سه تايي بالاي سرم داشت...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۹۸اصلا فکر بالا رفتن از پلهها...

پارت ۶۹۸با حس بيجوني و كسلي خيلي بدي که توي تمام تنم بود نیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط