{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذشتم از تو

گذشتم از تو
و تنها از من
خاطره ای خواهد ماند
در ناخودآگاهِ سال هایِ
بی مهری ات

چمدان در دست
دور می شوم از تو
دور
دور
دور......

به اینجای شعر که رسیدید
آهسته قدم بردارید
شاعر
ساعت ها پشت این واژه
گریسته است


#سارا_قبادی
دیدگاه ها (۱)

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

«ساعت ۳:۱۷»درِ شماره ۷ کاملاً باز شد.ات خشکش زده بود.پشت در....

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁶﴿ویو ات﴾چند لحظه همان‌جا خشکم زده بود.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط