{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت19

قسمت19
By your side

سر کلاس نشسته بودم و دستم رو زیر چونم زده بودم و داشتم به اتفاق دیروز فکر میکردم که چرا یو جین...،که یهو استاد منو بلند کرد و پرسید
+ اQue faire?یعنی چی؟
من که سر کلاس حواسم نبود و معنیشو نمیدونستم،شقایق که کنارم نشسته بود روی کاغذ جلو روم نوشت (به من چه) و من گفتم؛کل کلاس از خنده منفجر شد
_ووواااییی ببخشییددد خیلی متاسفمم
+حواست کجاست؟برو بیرون از کلاس
_ااووهه نه نه نه ببخشید استاد دیگه تکرار نمیشه
+بیییرروووننن
سرمو انداختن پایین و خیلی مظلومانه از کلاس بیرون رفتم و جلو در کلاس وایسادم،حدود دو دقیقه گذشت که زنگ خورد و استاد از ملاس بیرون اومد و یه نگاهی به سرتاپام انداخت و گفت:
+دیگه تکرار نشه
_چشم استاد
با شقایق از دانشگاه بیرون اومدیم و به سمت مرکز خرید رفتیم و لباس خریدیم،من به ساعت نگاه کردم
+اییی واااییی حالل چیکار کنممم؟
_چی شده؟
+امروز بعد از دانشگاه باید میرفتم کمپانی جلسه دارم،دو دقیقه دیر شد،حالا چیکار کنم؟
_سرتو بکوب به اون دیوار
+من از همینجا تاکسی میگیرم و میرم تو هم برو خونه باشه؟
_باشه
یه تاکسی گرفتم و منو به کمپانی رسوند هشت دقیقه دیر کرده بودم ،تو ساختمون چانیول رو دیدم
+چرا دیر کردی؟
_ببخشید
+اشکال نداره،اتاق جلسه اونطرفه
به جلسه مترجما رفتم و دیدم هنوز شروع نشده
+آااخییششش خداروشمر هنوز شروع نشده
چند دقیقه بعد جلسه شروع شد.
_شما مترجم آقای پارک چانیول هستید؟
+بله...
بعد تموم شدن جلسه تو ساختمون کمپانی یو جین رو دیدم،اصلا ازش خوشم نمی اومد و مجبور بودم خوب رفتار کنم
_رز خوبی؟
+خوبم مرسی تو خوبی؟
_منم خوبم،جلسه داشتی؟
 +اره
_اها..موفق باشی
+ممنون
همینطور که داشتیم حرف میزدیم چانیول از کنار ما رد شد و یه چشمک زد،کمی مه از ما فاصله گرفت منو صدا زد.
+رز یه لحظه لطفا
_بله
با یو جین خداحافظی کردم و رفتم پیش چانی
+سعی کن باهاش خوب رفتار کنی تا شک نکنه
_اره همین کارو میکنم
سوهو چانی رو صدا زد
_بدو بیا چاننییی
+اومدممم
چانیول به من گفت:
+خب دیگه من برم فعلا
_باشه موفق باشی
چانیول رفت و من داشتم به سمت در خروجی میرفتم که یه مرد اومد جلوم وایساد و گفت:
_شما رز مترجم اقای پارک چانیول هستید؟
+بله خودمم
_اقای لی سومان میخوان شمارو ببینن
+مننن؟؟؟(با حالت تعجب)
_بله،لطفا دنبالم بیاید...
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
دیدگاه ها (۲)

قسمت20By your sideبه دفتر لی سومان رسیدم و یکم استرس داشتم و...

قسمت21By your sideسوار ماشین شدیم و رفتیم کنار رود خونه هان ...

قسمت 18By your sideلباسمو پوشیدم و یه رژ خوشمل زدم و رفتم دن...

قسمت 17By your sideچانیول بهم زنگ و گفت:+امروز عصر باید بریم...

امروز رفتم کلاس زبان یکم دیر رفتم سر کلاس،معلم زبان ما داد ز...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

《جوآهرِ مَن ؛ 》پارت دوم ؛با بی حوصلگی جواب دادم- بلهه+ امشب ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p2اون نمی‌دونست...بعضی خواب‌ها، فقط خواب ...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

وانشات (مایکی بونتن) p1

#موکل_خطرناک_من #رمان_درخواستی. پارت⁴ویو اتقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط