{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت20

قسمت20
By your side
به دفتر لی سومان رسیدم و یکم استرس داشتم و احساس بدی داشتم،در زدم و رفتم داخل و خودم رو خم کردم
+سلام
_سلام لطفا بشینید
روی صندلی نشستم
+ببخشید با من کاری داشتید؟
_بله،ببین دختر،من از اینکه تو و چانیول قرار میزارید خبر دارم
+بلهه؟؟
_نترس کسی نمیدونه فقط من میدونم،ازت میخوام که از چانیول جدا شی
+آخهه...(اشک تو چشنام جمع شده بود)
_اخه و اما و ولی نداره باید ازش جدا شی بدون اینکه بفهمه من گفتم،اگه این کارو نکنی محبور میشم چانیول رو اخراج کنم،درضمن از کارتم استفاع بده و خونتو عوض کن،خودم یه خونه برات میگیرم برو اونجا
+نهههه خواااهش میکنم نهه
بغض گلومو گرفته بود و نمیتونستم نفس بکشم و اشک تو چشمام جمع شده بود
_ازش جدا شو
بغضم ترکید و زدم زیر گریه
+نه نه لطفا خواهش میکنم..ما عاشق همیم
_همین که گفتم
بخواطر اینکه میترسیدم چانیول رو اخراج کنه قبول کردم
+باشه..ولی خواهش میکنم بزارید فقط همین امشبو با چانیول بگذرونم خواهش میکنم
لی سومان یکم فکر کرد و گفت
_باشه قبوله
اشکمو پاک کردم و از اتاقش بیرون اومدم و سعی کردم یه لبخند بزنم.
چانیول داشت از انتهای سالن می اومد که منو دید
_اینجا چیکار میکنی؟
+آقای لی سومان درمورد کارم ازم پرسید
_اها
+چانی؟میشه امشب باهم بریم بیرون؟
_اره چرا که نه،من الان کارم تمومه بیا بریم
+باشه
_من میرم سوار ماشین میشم تو بعد من بیا
+باشه
چانیول رفت و من دو دقیقه بعدش رفتم و سوار ماشین شدم
_کجا بریم؟
+نمیدونم
_بریم بوسان؟
+باشه...بریم
به طرف بوسان حرکت کردیم،تو را من دست چانیول رو گرفته بودم،وقتی به بوسان رسیدیم ساعت حدودا 6عصر بود و هوا داشت تاریک میشد
+خب حالا کجا بریم؟
_بریم ساحل؟
+اره بریم
 رفتیم کنار ساحل و نشستیم که شقایق زنگ زد
+سلام
_سلام تو کجایی؟
+من بوسان
_بوسان چیکار میکنی؟
+با چانی اومدم
_نباید بهم میگفتی میری؟
+متاسفممم
_میدونی چقدر نگران شدم کثااافففففتتت
+اوه..واقعا متاسفم ببخشید
_کی بر میگردی؟
+نمیدونم......
دست چانیول رو محکم گرفته بودم و دلم میخواست از آخرین باری که کنارش هستم لذت ببرم
بیا بریم نزدیک اب
وویی نههه سسررددهه
بیااا
دستمو گرفت و گشید و برد کنار ساحل،کفشمونو در اوردیم و رفتیم کنار اب و کنار موج اب وایساده بودیم و وقتی موج می اومد فرار میکردیم
واایی چانی من سردمه
چانی دستم و گرفت و برد کنار دهنش و با نفس گرمش دستم رو گرم کرد،از اب دور شدیم و رفتیم پیش ماشین که کنار ساحل بود وایسادیم و من از سرما میلرزیدم،چانیول کتشو اورد دورم و منو بغل کرد،من داشت اشک تو چشمام جمع میشد و سعی میکردم جلوشو بگیرم
+خیلی دوستت دارم رز
_منم خیلی دوستت دارم
چانی منو به سمت خودش برگردوند و به چشمام زل زده بود و اروم صورتشو نزدیک اورد و لبم رو بوسید،نمیخواستم لبمو از لبش جدا کنم،هیچوقت،اشک از چشمام پایین اومد
چرا گریه میکنی؟
چون خیلی دوستت دارم
منم دوستت دارم،گریه نکن
اشکمو پاک کرد و منو محکم بغل کرد.....
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
دیدگاه ها (۳)

قسمت21By your sideسوار ماشین شدیم و رفتیم کنار رود خونه هان ...

قسمت22By your sideهرکاری میکردم که بخوابم اما خوابم نمیرفت و...

قسمت19By your sideسر کلاس نشسته بودم و دستم رو زیر چونم زده ...

قسمت 18By your sideلباسمو پوشیدم و یه رژ خوشمل زدم و رفتم دن...

P²⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

«یونگی ویو»داشتم تو گوشی می‌چرخیدم که یکی بهم آدرس جایی که آ...

اگه فاطمه بگه رضایت بده من نمیدم

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

shede and shineپارت 11ویو سونگمیننمیدونم چرا ولی احساس میکنم...

رمان آیچی پارت 8 _________________________...

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

^فیک جونگکوک^(پارت‌آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط