{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت 18

قسمت 18
By your side

لباسمو پوشیدم و یه رژ خوشمل زدم و رفتم دنبال چانیول تا بریم سالن مصاحبه
تو راهرو هتل بودم داشتم میرفتم سمت اتاق چانی که یو جین و چانی رو با هم دیدم داشتن حرف میزدن که یهو یو جین لب چانیول رو بوسید،من خیلی تعجب زده داشتم نگاه میکردم وقلبم میلرزید،دوییدم و رفتم تو اتاق و رو تخت نشستم و گریه میکردم و تنم میلرزید،تو اون شرایط شقایق زنگ زد و من گوشیو برداشتم و با حالت گریه و لرزش صدا گفتم:
+بعد باهات تماس میگیرم
_چیزی شده؟
+بعدا
_باشه
گوشیو قطع کردم که در اتاقم رو زدند ،چانی بود،درو باز نکردم،به گوشیم زنگ زد و جوابشو دادم
_کجایی؟
+تو اتاقم
_بیا بیرون بریم دیگه
+نمیام حالم خوب نیست
_چرا؟چیزی شده؟
+ نه چیزی نیست فقط خوب نیستم نمیتونم بیام ببخشید
_بزار بیام تو
+نه میخوام تنها باشم
گوشیو رو چانی قطع و فقط گریه میکردم و از طرف دیگه اولین روز کاریمو از دست دادم،چانیول رفت و وقتی برگشت اومد دم در اتاقم و در زد،من درو باز کردم و وقتی دیدم که چانیه خواستم درو ببندم که چانی پاشو لای در گذاشت
+ فکر کنم سوتفاهم شده،بزار بیام برات توضیح بدم
_نمیخوام
+یه لحظه لطفا بزار برات توضیح بدم
درو باز کردم و چانی اومد تو و منو بغل کرد و من اونو کشیدم عقب و گفتم:
+ به من دست نزن
_یه لحظه بشین بزار برات توضیح بدم
نشستیم و چانی گفت
_ببین فکر کنم سوتفاهم، شده یو جین سعی داره خودشو به من نزدیک کنه ولی من اصلا ازش خوشم نمیاد،اون این کارو کرد که بهم نزدیک بشه،این کارش دست من نبود اون منو بوسید و من خیلی تعجب کرده بودم و....
+خیلی خب
_بهم اعتماد کن رز
+بهت اعتماد دارم
_چانی بغلم کرد و گفت:
+قول بده همیشه با هم بمونیم
_قول میدم ؛چانی،خیلی دوستت دارم
+منم خیلی دوستت دارم ؛خب دیگه پاشو وسایلتو جمع کن میخوایم برگردیم کره
+باشه
رفتم و وسایلمو جمع کردم و با بچه های گروه راه افتادیم
یو جین ازم پرسید
_چرا امروز نیومدی؟
+حالم خوب نبود مریض بودم
_اها... الان بهتری؟
+اوهوم
سوار هواپیما شدیم و من بغل دست چانی نشسته بودم،چانی همش سرش تو گوشیش بود و سرشو بلند نمیکرد.
تو فکر بودم و داشتم بیرونو نگاه میکردم که چانی پیام داد رو گوشیم
_بیخیال از فکرش بیا بیرون
+باشه
به کره برگشتیم و من رفتم خونه ،شقایق محکم بغلم کرد و گفت:
_دلم برات خیییلللییییی تنگ شده بود
+دوروز نبودمااا،دلم منم خیلییییی برات تنگ شده بود
_راستی بگو ببینم چت بود؟
+هیچی بیخیال
_ههههیییییی...بگووووو
قضیه رو براش تعریف کردم و بعدش شقایق گفت
_میای بازی؟
+خسته نشدی از بس بازی کردی؟
_نچ نچ من خسته نمیشم،خب حالا بیا بازی کنیم
+اوکی...
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
دیدگاه ها (۳)

قسمت19By your sideسر کلاس نشسته بودم و دستم رو زیر چونم زده ...

قسمت20By your sideبه دفتر لی سومان رسیدم و یکم استرس داشتم و...

قسمت 17By your sideچانیول بهم زنگ و گفت:+امروز عصر باید بریم...

قسمت16By your sideداشتم اماده میشدم که چانیول زنگ زد+سلام بی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_27گوشیو از جیبم در آوردم دست...

پارت ۳

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

پارت ۲ بعد از اینکه مهمونا رفتن با ناراحتی سمت اتاقم رفتم و ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part48رفتم سمت سعید و گوشیو از دستش کشیدم و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط