خون اشام من

خون اشام من
part6


پرش زمانی به ساعت ۶


لباس و برام اوردن و پوشیدم اون پسره خون اشامه اومد تو یه نگاه بهم کرد و گفت
_خوشگل شدی فقط باید یه فکری به حال قیافت کنیم

منظورت چیه می خوای بگی زشتم

_(خنده) نه قیافت منظورم نبود خون اشاما پوستشون سفیده لباشون سرخ تازه دندون نیشم دارن
اها خب با میکاپ درست میشه

_میکاپ ؟هی من صلانم مهربون نیستم

از کجا فهمیدی


_قدرت خوناشامی


میگم اسمت چیه


_چرا می خوای بدونی


خب تو مهمونی نمیتونم پسر خوناشام صدات کنم


_راست میگی اسمم جونگکوکه جئون جونگکوک ارباب خوناشاما


چه باحال منم..

_میدونی ا/ت

هی ذهنمو نخون

_(خنده) باشه بگیر بخواب نمخوام تو مهمونی خوابت بگیره

باشه شب بخیر😊


ویو جونگکوک

نمیدونم چرا انقدر باهاش مهربونم یه حس عجیبی بهش دارم .....(عشق است عشق😂)

حمایت کنین 🥺
دیدگاه ها (۲)

خون اشام منpart 7پرش زمانی ساعت ۷مهمونی دیگه داره شروع میشه ...

خون اشام من part8یهو دیدم چشماشو بسته و چسبیده به سینم اوخدا...

خون اشام منPart5$ اون دختره رو به عنوان دوست دخترت معرفی کنی...

خون اشام من part 4دیدم اون پسر ومپایره جلو در وایساده بهش گف...

فیک جونگکوک

دو پارتی جونگکوکتو یه مامور مخفی هستی و متوجه شدی که یه خلاف...

خون آشام عزیز (89)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط