{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رها🍂 ماهیمون هی میخواست ی چیزی بهم بگه

رها🍂 ماهیمون هی میخواست ی چیزی بهم بگه
تا دهنشو وا میکرد آب میرفت تو دهنش نمیتونست بگه
دست کردم تو اکواریوم درش آوردم
شرو کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن تا آخر خسته شدو خوابش برد
دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب، ولی الان چند ساعته بیدار نشده
ینی فک کنم بیدار شد دید دوباره انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب..


این داستان بعضی آدماس که کنارمونن دوستون داریم و دوستمون دارن ولی مارو نمیفهمن و توی دنیای خودشون دارن بهترین رفتارو با ما میکنن..
#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۲)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۷ویو راوی نورا چن...

پارت هشتم فک کنم هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨ خود...

ابلیس

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²:《 همه بهش خیره شدن..رئیس پوزخندی زد و ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو باز میکرد آب میر...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه ، تا دهنشو باز میکرد اب ...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه؛تا دهنشو باز میکرد آب میر...

ماهیمون هی میخواستـ یه چیزی بم بگه "/تا دهنشو وا میکرد آبـ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط