{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی تو زندگیم فکر می کردم

یه روزی تو زندگیم فکر می کردم
آدما هیچوقت نمیتونن نسبت به کسی
که یجای زندگیشون عاشقش بودن
بی رحمی کنن،
فکر می کردم ته تهش وقت رفتن
یه نگاه عاشقانه ی غمگین به
معشوقشون می ندازن و با گونه های
خیس از اشک میرن که خاطره بشن،
اما اشتباه میکردم ...
چون عاشقا هم آدمن و همه ی آدما
یه دل بی رحمِ خاموش تو
وجودشون دارن که وقت رفتن
روشن میشه و با یه نیشخند
وحشتناک همه ی خاطره هارو فرو میریزه ...

وقتی دست تو دست یکی دیگه مسیری
که تا رسیدن به من اومده بودی رو
می رفتی، نیشخند وحشتناکتو دیدم
و تازه اون موقع بود که فهمیدم همه ی
آدما میتونن بی رحم باشن ولی
عاشقای شکست خورده بیشتر،
خیلی بیشتر...
دیدگاه ها (۲)

رها💔 امشب شکستمنه از زندگی...از حرف کسی که فکر می کردم هیچ و...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

‏🐺[۱۷:۰۸ ~ ۱۷:۲۵ به وقت کره]یه علاقه‌ی جدید پیدا کردم ㅋㅋㅋترک...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط