عشق مافیا:)))
عشق مافیا:)))
پارت نه
ات به همه نگاه کرد تا چشمش خورد به جیسا که کنار یه پسر وایساده و جیسا هم چشمش خورد به ات
جیسا اومد سمت ات و گفت
جیسا: تو اینجا چیکار میکنی؟؟ ( با لحن هولی)
ات: تو اینجا چیکار میکنی؟
جیسا: به تو چههه
ات: تو مگه تو دانشگاه دوست پسر نداری
تمام این مدت ات نگاه های سنگینی هس میکرد
جیسا: هوشههههه حواست کجاست
ات: باید به شما جواب پس بدم؟
جیسا یه ایش گفت و رفت سمت اکیپ خودش
ات هنوز اون نگاه های سنگین رو رو خودش حس میکرد و اون نگاه ها از کسی نبود جز....
خماریییییییی
یاععععععع یاععععععع🗿🙏😃
اناناسسسسس🍍🤣🎀
خمایت
پارت نه
ات به همه نگاه کرد تا چشمش خورد به جیسا که کنار یه پسر وایساده و جیسا هم چشمش خورد به ات
جیسا اومد سمت ات و گفت
جیسا: تو اینجا چیکار میکنی؟؟ ( با لحن هولی)
ات: تو اینجا چیکار میکنی؟
جیسا: به تو چههه
ات: تو مگه تو دانشگاه دوست پسر نداری
تمام این مدت ات نگاه های سنگینی هس میکرد
جیسا: هوشههههه حواست کجاست
ات: باید به شما جواب پس بدم؟
جیسا یه ایش گفت و رفت سمت اکیپ خودش
ات هنوز اون نگاه های سنگین رو رو خودش حس میکرد و اون نگاه ها از کسی نبود جز....
خماریییییییی
یاععععععع یاععععععع🗿🙏😃
اناناسسسسس🍍🤣🎀
خمایت
- ۲۹۴
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط