{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:11
و رفت بیرون
کوک:لباستو بپوش و بیا
از آب اومدم بیرون و یه حوله برداشتم و رفتم
کوک:چرا اومدی اینجا
یونگی:..اومدم باهات حرف بزنم
کوک:چه حرفی
که ا.ت اومد
ا.ت:سلام داداش
یونگی:سلام خوشگلم
و همو بغل کردن و یکم بعد
یونگی:ا.ت برو لبایتو عوض کن و بیا خیس شده
ا.ت:باشه
رفت بالا
کوک:خب حرفتو بزن
یونگی:کوک من تورو میشناسم از بین خانوادم من تنها کسیم که حویت واقعی تورو میدونم اونا نمیدونن که تو پسر جئون سونگ هویی ما باهم دوست بودیم فقط من میدونم بعد اون اتفاق چه تغیر بزرگی تو اخلاقت ایجاد شد میدونم دنبال انتقامی میدونم حالا که ا.ت زنته میخوای ازش برای انتقام استفاده کنی میدونم میخوای از طریق ا.ت بهشون آسیب بزنی
کوک:خب قصدت از این حرفا چیه
یونگی:کوک لطفا اینکارو با ا.ت نکن اون گناهی نداره تو فکر میکنی که از طریق ا.ت میتونی بهشون آسیب بزنی ولی نه فایده نداره و این وسط فقط ا.ت آسیب میبینه ...کوک لطفا اذیتش نکن
کوک:سعی‌نکن منصرفم کنی من با ا.ت ازدواج کردم که انتقام بگیرم نه اینکه باهاش عشق و عشق بازی راه بندازم
یونگی:کوکک
کوک:من کارم میکنم چه بخوای چه نخوای
یونگی:..خیل خب ولی با این کارت یه جنگ بزرگ راه میندازی اگه ا.ت آسیب ببینه منم وارد اون جنگ میشم
کوک:اوکی حرفات تموم شد..پس تشریف ببری بیرون
یونگی:باشه خودت خواستی خودتو اماده کن چون چیزی تا بهم ریختن قدرتای بزرگ نمونده تو داری بین چند تا قدرت جنگ راه میندازی
کوک:قصدم همینه

........

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۷)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:12یونگی:باشه...خدافظ آا ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:13این چرا اینهمه عصبیه ر...

به درخواست یکی از گوگولیام پست شد🫶💞

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:10چرا هی تغیر مد میدی تو...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

love in the dark⑨①(آخر) یک ماه بعد یومی کامل خوب شده بود و ق...

رمان قلب در تاریکی

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط