{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍به قول شهریار ...

✍به قول شهریار ...


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی‌وفـــــا حالا که من افـــتاده‌ام از پا چــرا

نوشــدارویی و بعد از مرگ سـهراب آمدی
سنگدل، این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عـمر ما را مهلت امـروز و فردای تو نیست
من که یک امــــروز مـــهمان توام، فردا چرا
دیدگاه ها (۰)

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

پارت چهارکوک: چییییی ( داد )میسو: وای ساکت شویوری: چشیده جون...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

پارت چهار لونا: یونگی من می‌خوام توی کره جنوبی درس بخونم اگر...

سناریو

چندپارتی جونگ کوک

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

پارت ۳۴ — «اولین قدم»سوهی چند روز هیچ کاری نکرد.نه با یورا ح...

بخشی از لایو امروز جونگ کوک و تهیونگ تهیونگ چون گفت میتونه ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط