{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهار

پارت چهار

لونا: یونگی من می‌خوام توی کره جنوبی درس بخونم اگر مشکلی داری
یونگی: نه مشکلی ندارم مهم نیست منم باهات میام
منو یونگی از اتاق اومدیم بیرون که یونگی حرف زد
یونگی: ما از هم خوشمون میاد لونا میخواد درس بخونه من مشکلی ندارم باهم دیگه میرم کره جنوبی
- باشه پسرم مشکلی نیست

چند روز بعد رسیدن به کره جنوبی
لونا: یونگی یونگی زود باش وسایل رو بیار
یونگی: لونا تو پیش من میمونی
لونا: دیگه چیییی من خونه کناریت هم نمی‌مونم
یونگی: نگران نباش خونه خوشگلیه بعدم ما ازدواج کردیم
لونا: هوففففف اوکی

شب

لونا: وای من عروسکام رو نیاوردم حالا چطوری بخوابم آها پتوم رو بغل میکنم

فردا صبح

لونا: وای چقدر سرده ( لونا خیلی می‌ترسه از تنهایی برای همین پتوش رو بغل کرده )
لونا رفت صبحونه بخوره ولی هیچی توی یخچال نبود به جز نودل
نبود
لونا: یونگی( با داد )
یونگی: چرا داد میزنی
لونا: فکر کردم خوابی من گشنمه هیچی نیست که بخورم
یونگی: امروز میریم هرچی خواستی بخر من دیشب این نودلا رو خریدم که بخوریم فعلاً صبر کن بعدش با هم میریم خرید
لونا: پس منم ببر باید عروسک بخرم
یونگی: اوکی
لونا: میگم یونگی اگر از من خوشت نمیاد هنوز دیر نشده ما عروسی نکردیم میتونیم طلاق بگیریم
یونگی: ما تازه ازدواج کردیم و چرا چرت و پرت میگی
لونا: خب باشه
ذهن لونا: من مطمئنم از من خوشش میاد ولی اگر مثل سوجون ولم کنه چی باید کاری کنم از من متنفر بشه ولی من دوستش دارم

توی فروشگاه

لونا: بیا بریم اول عروسک بخریم
یونگی: نه غذا مهم تره
لونا: باشه

بعد از عروسک خریدن
لونا: من لوازم آرایش می‌خوام
یونگی:............
دیدگاه ها (۳)

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

پارت ششیونگی: گریه نکن دیگه من که گفتم ببخشید خوشگلملونا: با...

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

پارت دولونا: نه به خدا یونگی: هوففف فامیل چی فامیلی اینجا دا...

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

پارت هشت لونا: اون اون مادرم بود اشکام رو پاک کردم و جواب دا...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

پارت پانزده ویو لونا یونگی به من خیانت کرد خیلی حالم بد بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط