شیطون کوچولوی من
« شیطون کوچولوی من »
۴
« دربار فرانسه، دوازده ساعت بعد»
ویو هیون جین:
بلند فریاد زدم : من، شما را پیروز جنگ کردم، به قولم عمل کردم، و شما بدون اطلاع به من برایم عروسی از انگلستان آورده اید؟؟!!
پادشاه فرانسه:
صدات رو برای من بلند نکن!! این یک عروس معمولی نیست، نائب السطنه انگلستان است!
اگر همسر تو شود ، می توانیم به نفع خودمان به عنوان گروگان ازش استفاده کنیم،
هیون جین: گروگان؟ منظورت چیه پدر؟
پادشاه: اگر ملکه آینده انگلستان به خدمت ما دربیاید انگلیس به خدمت. ما درمی آید!
متوجهی؟!!
نفسم را با صدا بیرون دادم و گفتم: انتظار دارید. چطور باهاش رفتار کنم؟!
پادشاه: هر طور که میخواهی، اینجا فرانسه است ملکه آینده انگلیس بیشتر از یک برده در دربار ما اعتبار ندارد!
پوزخندی زدم و تعظیم مصلحتی کردم و گفتم : بله سرورم. ، هرطور بخواهید,
و همانطور که از تالار بیرون میرفتم زیر لب گفتم: پس فقط مسئله بدبخت کردن من نیست ، به دختر بچه هم رحم نمیکند!
#هیونجین #فیک
۴
« دربار فرانسه، دوازده ساعت بعد»
ویو هیون جین:
بلند فریاد زدم : من، شما را پیروز جنگ کردم، به قولم عمل کردم، و شما بدون اطلاع به من برایم عروسی از انگلستان آورده اید؟؟!!
پادشاه فرانسه:
صدات رو برای من بلند نکن!! این یک عروس معمولی نیست، نائب السطنه انگلستان است!
اگر همسر تو شود ، می توانیم به نفع خودمان به عنوان گروگان ازش استفاده کنیم،
هیون جین: گروگان؟ منظورت چیه پدر؟
پادشاه: اگر ملکه آینده انگلستان به خدمت ما دربیاید انگلیس به خدمت. ما درمی آید!
متوجهی؟!!
نفسم را با صدا بیرون دادم و گفتم: انتظار دارید. چطور باهاش رفتار کنم؟!
پادشاه: هر طور که میخواهی، اینجا فرانسه است ملکه آینده انگلیس بیشتر از یک برده در دربار ما اعتبار ندارد!
پوزخندی زدم و تعظیم مصلحتی کردم و گفتم : بله سرورم. ، هرطور بخواهید,
و همانطور که از تالار بیرون میرفتم زیر لب گفتم: پس فقط مسئله بدبخت کردن من نیست ، به دختر بچه هم رحم نمیکند!
#هیونجین #فیک
- ۶.۷k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط