پاک شده بود

پاک شده بود

p1
دختر قد بلند روی صندلی مخصوصش نشسته بود تقریبا حاظر بود و داشت میکاپ میشد هرازگاهی اهنگی پخش میشد قطع میشد لباس ها وسایل ها چک میشد دوربینا میکروفونها داشت چک میشد که مردی با چشمهایی که هنوز خستگی توشون موج میزد و موهای سیاه بلند که جلوی چشمهاش ریخته بود وارد اتاق پرو شد دختره سرشو بالا اورد و برای لحضه ای تمام کسانی که اونجا بودن براش ناپدید شد و تنها مرد ی رو میدید که بهش نگاه میکرد دختر برای لحظه ای شیفته جذبه مرده روبه رویش شد با اینکه کار خاصی نکرده بود مرده بعد دیدن دختره خودشو جمع کرد ولی وقتی اون هم برای لحضه ای به دختره خیره شد احساس سردی عجیبی داخل قفسه سینش حس کرد
دختره از جاش پاشد و درحالی که هنوز باور نکرده بود قراره نقش پاتنر مردی رو تو ام ویش بازیکنه که از کودکی فنشه دستشو سمت مرد دراز کرد
+خوشبختم
کوک بعد جمع کردن خودش با دختره دست داد
_هم چنین
چشمهای که هنوز به طرز عجیبی به هم خیره بودن و حرفای که حتی خودشون متوجه نمیشدن داشت بین چشماشون ردو بدل میشد ولی به لطف منیجر قطع شد
فلش بک به ۲هفته پیش
از زبان ات
امروز روز اخر پروژم بود خسته کوفته رسیدم خونه و خودمو انداختم رو تخت این چند ماه اخیر به خاطر امتحانات و کارهای زیاد درخواست های زیاد وقت سر خاروندن نداشتم و وقتی خواستم نفسی تازه کنم گوشیم زنگ خورد مدیر برنامم بود
*اتتتتتتتتتتتتتتتتت
+اخ گوشم چی شده *همین الان درخواست ی پروژه کردن
+چیییییی؟ یکی دیگه ترو خدا دارم از خستگی پاره میشم *خستگی زهر مار درخواست از طرف جونگ کوکه قراره نقش پارتنرشو تو ام ویش بازی کنی
+جان؟ جونگ کوک؟ جئون جونگ کوک خودمون؟
*اره
+همین الان پروژه رو قبول کن و تمام اطلاعات رو بفرست ممنون
پایان فلش بک
از زبان کوک
وقتی فهمیدم چند سالشه پرام ریخت چون واقعا شبیه همسنو سالامه و اونجوری حرفه ای بودنش واقعا باعث میشد خیلی جدی رو کارم تمرکز کنم داشتیم کارای اخر فیلم برداری رو می کردیم که چشمم به ات خورد لباس کتشو در اورده بود و به خاطر جذب و نازک بودن لباس تموم عضله های خوش فرم بدنش دیده میشد همین چیزها باعث میشد نتونم چشم ازش بردارم البته صورتو چشمها و موهاش که قابل تعریف کردن نیست چون کلمه ای وجود نداره که زیباییش رو توصیف کنه

ادامش در کامنتا
دیدگاه ها (۴)

p13 ویو 2 روز بعد که شبهاز زبان کوکات راست میگفت داشتم بشدت ...

p14ات شماشو باز کرد و اولین چیزی که دید کوک بود که کنار پنجر...

اسلاید بعد لباس ات کنار استخرp12از زبان ات همه کنار استخر بو...

p11ویو فردااز زبان اتبا صدای زنگ خونم از خواب پریدم رفتم طبق...

P. 17

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟰ویوی جونگ کوک:اون دختره حس عجیبی بهم میدادن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط