{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ ترس من این است

تمامِ ترس من این است
یک شب بخوابم و
صبح
رخسارِ تو را به یاد نیاورم.
تا می توانم تماشا خواهم کرد
هر چیزی را تماشا خواهم کرد.
چشم هایم
رو به شب می روند.
ترسم بیهوده نیست
من می ترسم
از احتمالِ ندیدن تو می ترسم...
من ازمرگ نه،
ولی از خواب می ترسم.
من از بازگشت نه . . .
که از برگشت می ترسم.
من از آنجا که نه،
من از اینجا می ترسم.
من نه از فردا،
که از امروز می ترسم
من از امروز...اینجا...
و
از برگشت خواب می ترسم...
دیدگاه ها (۱)

من حوایی هستم که به هوایهیچکس تو را فراموش نخواهم کرد...

پرمفهوم

- حِسۍبَراۍِگُفتَنِ شِعرۍ جَدید نیست . . یِڪ مِصرَع ۅ خُلٰاص...

پرمفهوم

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

سناریووووو

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

فراتر از خویش

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

پارت 15:خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

🖤 پارت ۵ | «راز پشت لبخند»شب شده بود.بعد از اتفاق صبح، عمارت...

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

سناریو جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط