{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هیچ صمیمیتی با صلحتون ندارم نه،

من هیچ صمیمیتی با صلحتون ندارم نه،
به هیچ صراطی مستقیم نمی‌شه راهِ جنگ چون
.......................
من
شدم یه کاغذ کنده‌شده از کتابِ کلکسیونِ کالبدای کثیفتون که دیگه نیستم
منو تو بندِ کمندتون ننویسید پس
کبودِ کتف، بس‌که از باتومتون ریختم خون
منزوی شدم مثه یه گلوله که گیر کرد تو حباب
گلنگدنو بکشی می‌شه سرنگ رنگین‌تر
منو تو رقص‌مون دورِ آتیشِ سوختنتون بنویس که غرق می‌شم توش
Azadi-Naghsh
دیدگاه ها (۳)

دردمو فقط افراد خاصی میفهمن...اونایی که جدان از عشقشون...یا ...

ازدواج اجباری(part 24)*جونگکوک ویو یه حس بدی داشتم داشت به ط...

ℝ𝕖𝕧𝕖𝕣𝕤𝕖...! معکوس𝑝𝑎𝑟𝑡..12ویو تهیونگترس ک...

وقتی میری بار پارت ۲۵ ( حمایتتتت کنیددددددددد)

❤ ❤ ❤ حریم عشق ❤ ❤ ❤ سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگیآره با...

-عمه ی آرتین؟نه عزیزم مغاذس-آهان..خب مطمئن باشم ناراحت نشدی؟...

عشق خشن من ❤️ پارت 23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط