{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

c² p⁵:

c² p⁵:





بعد از چهار ساعت انتظار، ندیمه چو به خدمتم می آید و متوجه میشم که قضیه از چه قرار است.

مثل اینکه طبیب به دست مبارزی خائن به قتل رسیده است. آن جاسوس را دستگیر کردند . او حتی زیر شکنجه هم اعترافی نکرده است. حالم اصلا خوب نیست. برای بار دوم امروز حالم بهم میخورد.
آخرین چیزی که میبینم ندیمه چو است که نگران نام مرا فرا میخواند و بعد دیده ام تار و سپس سیاه میشود.
...................

جیمین ویو:


بعد از اینکه بهم خبر بیهوش شدن ملکه را دادند خودم را سریع به محل اقامت او رساندم.
حالا که طبیب اعظم به قتل رسیده است، جانشین او کمک حالمان است. بعد از کمی اشک ریختن، ملکه بهوش آمد. نگاهش به من خیره ماند، انگار که داشت چیزی را در چهره ام بررسی میکرد. با حرفش متوجه شدم که میزان چه چیزی را در چشمانم می سنجید:
عالیجناب، نگران من نباشید!

به سختی و با ناتوانی این سخن را گفت. لب هایش خشک شده بودند و من به گفته ی جانشین پزشک، با دستمالی مرطوب لبانش را آبرسانی کردم. و جواب دادم:
_خوشحالم که حالت خوبه! نباید خیلی به
خودت فشار بیاری بدنت ضعیف شده.

این را در حالی گفتم که مطمئن هستم در چهره ام نگرانی حاصل از عشق موج میزند.

جوابم را میدهد :
عالیجناب چه مشکلی برام پیش اومده؟

با لبخندی که سعی در حفظ روحیم دارم گفتم:
_هیچی! فقط یه ضعف ساده در اثر شک عصبیه.
عالیجناب برید به کارهاتون برسید... من حالم خوبه.

حدسش را میزدم او حتی در این لحظه و با این حالش هم بازم نگران وضعیت من است.
....................


مدتی بعد:


حال ملکه خوب شده است و فقط دو ماه تا به دنیا آمده فرزندش مانده است .
اما بنظر میرسد که تقدیر نمیخواهد که همه چیز به خوشی برای ا.ت و جیمین بگذرد زیرا سربازان زیادی به عمارت پارک حمله کردند و مثل اینکه شورشی بود علیه امپراطور پارک جیمین.
جنگی پر از حمله و دفاع! با افراد ژاپنی و کره ای !
درسته! چندین نفر از خود کره ی جنوبی بودند. آنها خائن و جاسوس بودند و این خیانت به امپراطور و ملکه محسوب میشد و نتیجه ای بجز مرگ ندارد. اما نه مرگی راحت . مرگی سرشار از زجر و درد کشیدن!


این حمله هم، جنگی پر از حماقت و خونریزی بود !

اما وقتی افراد امپراطور پارک، آنها را شکست دادند و پیروز شدند و چند تا از اون سربازان را بازجویی کردند، متوجه شدند که آن افراد از کشور ژاپن و به دستور کنجی آشیگاکا پادشاه ژاپن فرستاده شده اند.

امپراطور در حال تدابیری بی نقص بودند و در همین حین دستور دادند که امنیت قصر را بالاتر از چیزی که قبلا بود بود ببرند.


...................
دو روز بعد :

ملکه در اقامتگاه خود بودند که ناگهان.... .

پیج زاپاس: @aramesh.army2


ادامه در پارت بعد.
شرط:
لایک :۵۶ تا
کامنت: ۷۸ (نفری ۵ تا)
.......................
سلام به همتون. امیدوارم که حالتون خوب باشه. بچه ها نمیدونم چرا انقدر حمایت هاتون کم شده با اینکه شرطا همونن. اصلا درکتون نمیکنم. با اینکه توی این وضعیت براتون پارت میزارم ولی از عید به بعد حمایت هاتون خیلی خیلی کم شده.
خدافظ.
دیدگاه ها (۱۵۴)

در جست و جوی عشق ۲

در جست و جوی عشق ۲

خوشگلا ناشناسم

در جست و جوی عشق ۲

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت ۳۵ — «چیزی که قرار نبود اتفاق بیفتد»فردای آن روز، یورا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط