{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چقـدر بیشتر می‌گـذرد

هر چقـدر بیشتر می‌گـذرد
می‌فهممـ برای این حجمـ از دلتنـگی برنامه ریزی نکرده بودمـ، تسکینی کنار نـگذاشته بودمـ
حسابش را نمی‌کردمـ این قدر بیشتر از توقعمـ ظاهر شود.
به گمانمــ آدمــ از تنها چیزی که در خودش خبر ندارد
همین استـــ ؛ زور بازوی دوستــ داشتنش...🍃
دیدگاه ها (۰)

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

گاهی فکر می‌کنم شاید دیوانگی، آن چیزی نباشد که آدم‌ های عاقل...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

بعد یوکی به سمت گیو رفت. ظاهراً خسته بود؛ چند لحظه کنارش ایس...

P12از همان روزی که خبر نامزدی ارباب در عمارت پیچید، سکوت همی...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

بالاخره تموم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط