I belong to that boy.
part⁸
Loren
_____________
سئول ۱۵:۳۰
جونگکوک دستش و بالا آورد با یه دست دو طرف صورت نینا رو گرفت و فشار داد.
-دختر جون...با من کل کل نکن.
جونگکوک لحنش بد نبود و اتفاقا داشت با مهربانی میگفت.
نینا یا ذوق به جونگکوک نگاه کرد.
دست جونگکوک و گرفت و از صورتش دور کرد و گفت.
-ببینم از من خوشت میاد؟
جونگکوک سریع از نینا فاصله گرفت و سمت حال رفت...
-نه...
نینا با ذوق سمت جونگکوک رفت.
دست جونگکوک و گرفت و سمت خودش کشید.
-دروغ میگی...راستش و بگو...
جونگکوک به نینا نگاه کرد.
-داری باعث میشی کاری کنم که پشیمون بشم.
نینا از جونگکوک فاصله گرفت و سرش و پایین انداخت.
-ببخشید...
جونگکوک نفس عمیق کشید...
یه دستش و دوره کمره نینا انداخت و نینا رو نزدیک خودش کشید و لبای نینا رو بوسید...
نینا با تعجب چشاش و بست و دستاش و روی سینه های جونگکوک گذاشت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
لطفا حمایت کنید...
#تهکوک #رمان #فیک #جونگکوک #تکـپارتی #کیپاپ #تیک_تاک #کیدراما
Loren
_____________
سئول ۱۵:۳۰
جونگکوک دستش و بالا آورد با یه دست دو طرف صورت نینا رو گرفت و فشار داد.
-دختر جون...با من کل کل نکن.
جونگکوک لحنش بد نبود و اتفاقا داشت با مهربانی میگفت.
نینا یا ذوق به جونگکوک نگاه کرد.
دست جونگکوک و گرفت و از صورتش دور کرد و گفت.
-ببینم از من خوشت میاد؟
جونگکوک سریع از نینا فاصله گرفت و سمت حال رفت...
-نه...
نینا با ذوق سمت جونگکوک رفت.
دست جونگکوک و گرفت و سمت خودش کشید.
-دروغ میگی...راستش و بگو...
جونگکوک به نینا نگاه کرد.
-داری باعث میشی کاری کنم که پشیمون بشم.
نینا از جونگکوک فاصله گرفت و سرش و پایین انداخت.
-ببخشید...
جونگکوک نفس عمیق کشید...
یه دستش و دوره کمره نینا انداخت و نینا رو نزدیک خودش کشید و لبای نینا رو بوسید...
نینا با تعجب چشاش و بست و دستاش و روی سینه های جونگکوک گذاشت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
لطفا حمایت کنید...
#تهکوک #رمان #فیک #جونگکوک #تکـپارتی #کیپاپ #تیک_تاک #کیدراما
- ۲۳.۵k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط