{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیستی که من اینگونه به اعتماد .....

کیستی که من اینگونه به اعتماد .....
نام خود را با تو می گویم .....
کلید خانه ام را در دستت می گذارم ....
نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم .....
به کنارت می نشینم ....
و بر روی زانوی تو این چنین آرام به خواب
می روم ....
دیدگاه ها (۸)

سکوت کن دلکم ,که نشاید تو را هم صحبت با نامهربانان .......آر...

دانستن ...... حاصل خواندن است .....فهمیدن ..... حاصل فکر کرد...

تو ای دوست حدیث مکرر شنیده ای از دل خستگان , عشق .....که باش...

توی که بیگانه بودی با سپیدی ها ......توی که ندیدی دل بستگی ه...

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش دوم_ از کشویم یک پد بهداشتی برمی‌دارم می‌چ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط