{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مام

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت :میدونی این چیه؟ اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا!!! خاک تو سرتo_O
دیدگاه ها (۸)

یادت باشدبرای بعضی هاچشم هاگرسنه ترازمعده هاست خودت راحفظ کن...

موضوع ازاد صلوات

تمام شعرهایم در وصف نیامدنت است اما اگر روزی ناگهان ناباوران...

:O

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۰ ویو راوی تهیونگ...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

رقص مرگ و عشقP¹موهامو گرفت و از ماشین کشوند بیرونپرتم کرد رو...

آخرین دعا 1

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)فلیکس/ا.تصبح، زمانی که فلیکس از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط