دلم جرعه ای اعتماد می خواهد...محبت بدون منت
دلم جرعه ای اعتماد می خواهد...محبت بدون منت
دلم ...دلم یک کف دست دعا می خواهد
دلم یک دوست یک تکیه گاه می خواهد
کویر دلم کمی باران می خواهد
برای زخمهایش پر کاهی مرهم می خواهد
دلم یک کف دست دعا می خواهد
دلم شانه های مهربان می خواهد
برای بودن یک دوست دلم... دلم..
باز از چه می گویم ...باز زده به سرم!
انگار مشروبش خوب بوده.. باز دارم هزیان می گویم
دلی وجود ندارد..!!
صداقت مرده.. اعتماد کجا بوده! دعا... چه حرف خنده داری
تا دلت بخواهد تکیه گاه است...تکیه گاهی از جنس دیوار... دیوار جهنم!
در این خشکسالی طلب باران می کنی؟
از خدایی که مانده با اینهمه آرزوهای محال به کدام سازت برقصد !
زخمهایت را بگذار بسوزن...به درک
بزار جای زخمت همیشه باقی بماند تا یادت نرود دوست اگر خواستی بروی به جهنم
هر چه می خواهی بخواه به جهنم...
دوست از این دیار گذر هم نخواهد کرد
سرت را پایین بنداز و راهت را برو...
دلم ...دلم یک کف دست دعا می خواهد
دلم یک دوست یک تکیه گاه می خواهد
کویر دلم کمی باران می خواهد
برای زخمهایش پر کاهی مرهم می خواهد
دلم یک کف دست دعا می خواهد
دلم شانه های مهربان می خواهد
برای بودن یک دوست دلم... دلم..
باز از چه می گویم ...باز زده به سرم!
انگار مشروبش خوب بوده.. باز دارم هزیان می گویم
دلی وجود ندارد..!!
صداقت مرده.. اعتماد کجا بوده! دعا... چه حرف خنده داری
تا دلت بخواهد تکیه گاه است...تکیه گاهی از جنس دیوار... دیوار جهنم!
در این خشکسالی طلب باران می کنی؟
از خدایی که مانده با اینهمه آرزوهای محال به کدام سازت برقصد !
زخمهایت را بگذار بسوزن...به درک
بزار جای زخمت همیشه باقی بماند تا یادت نرود دوست اگر خواستی بروی به جهنم
هر چه می خواهی بخواه به جهنم...
دوست از این دیار گذر هم نخواهد کرد
سرت را پایین بنداز و راهت را برو...
- ۱.۶k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط