{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه انتظار عجیبـــــــــــــی...

چه انتظار عجیبـــــــــــــی...

نه کوششی نه دعایـــــــــــــــی...
نه جنبشی نه بکایــــــــــــــی...
نه پرسشی که کجایـــــــــــــی...
فقط نشسته و گوییـــــــــــــم...

خداکند که بیایـــــــــــــــــــی...
دیدگاه ها (۱)

ورا به خاطر درهم چه درهمت کردندچنانکه شرح تن توبه آخرت افتاد

ولی به جان خودت خواهرت مقصر نیستدرآن شلوغی اگر بارها سرت افت...

حسین جانچقدر حرف در این سینه ی من جمع شده،چند وقتیست که با ح...

حسین جانچقدر حرف در این سینه ی من جمع شده،چند وقتیست که با ح...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

پارت ۲۱مهمونی هنوز ادامه داشت.من کنار یکی از دوست‌های تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط