{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۷

پارت ۳۷
قلب سیاه
سوهو: چند سال پیش....ترکمون کردی....هنیشه برام سوال بود چرا اینکارو کردی؟...چیزی باعث شده بود اینکارو کنی؟
کوک اون ساا رو یادش میاد و یکی از بدترین سال های عمرش بود یعنی دوری از ا/ت.
ا/ت سرشو پایین می ندازه با اینکه خودش اون شبو درست یادش نمیاد ولی همون یه مقداری که هشیار بود براش دردناک بود.
ا/ت: خب....
سوهو: خب چی ا/ت؟؟ داری نگرانم می کنی.
ا/ت: اون شب هممون مست بودیم........ *تعریف کرد*
ا/ت بغضش شکست و نتونست بمونه همونجا و رفت خونه توی حموم گریه کرد و طوهو و کوک که تو شوک بودن هنوز نمی تونستن باور کنن و از خودشون متنفر شده بودن.
یه دفعه کوک یقه سوهو رو با لصبانیت می گیره و داد می زنه سرش.
کوک:چطور تونستی با خواهرت اینکارو بکنی!!! چطور تونستی!!!هاااا عوضی!!!
سوهو که اشک از چشاش جاری شده بود و سعی می کرد بتونه موضوع رو هضم کنه.
کوک: ا/ت خواهرته عوضی..نتونستی خودتو اون شب کنترل کنی!!!؟؟
که سوهو با فریاد بلند گفت.
سوهو: تو خودتم اونجا بودی..تو می تونستی منو می زدی سرم فریاد می کشیدی منو از خونه می نداختی بیرون ولی چیکار کردی؟؟ با من همکاری کردی جلومو نگرفتی تو خودتم مقصرییی!!!!!!!
هردوشون ساکت شدن و می دونستن تقصیر هردوشونه.
روز ها و هفته ها گذشت و سوهو و کوک سعی می کردن از ا/ت دور باشن و ا/ت که خیلی وقت پیش بخشیده بودتشون معنی کاراشونو نمی فهمید......ا/ت تقریبا کمتر به مینجی فک می کرد و بیشتر با سهیونگ وقت می گذروند و سهیونگ هم روز به روز بزرگ تر میشد و کمتر جای خالی خواهرشو حس می کرد....
یه روز...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳۸ قلب سیاهسهیونگ: مامانی... لطفا یه خواهر یا برادر کوچ...

های گایززززخب خب اول که بخاطر این غیبتم عذر می خوام چون من ی...

سلاااام.بخاطر این مدت کوتاهی که نبودم از همتون عذر می خوام ی...

پارت ۳۶قلب سیاهقطع میشه......همه با دستشون جلوی دهنشون رو گر...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

قفس سفید مخملی

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط