{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جز او

جز او
دلم چیزی نمی خواهد بجز باران
بشوید این غبار خسته را از تن
و دست مهربانی
تا که بگشاید مرا زنجیر این خاک ملال انگیز
به پرواز آورد روح مرا تا او
دلم چیزی نمی خواهد بجز
آمینِ بعد از یک دعای ناب
سلامی تا که شاید
آه شاید
قفل لب های مرا ، برخنده بگشاید
دلم چیزی نمی خواهد دگر جز عشق
بسوزاند تمام خارهای خوار خودخواهی
و گرمایی نشاند بر دل تنگم
ونجوای لبان آسمانی
قفل جان این غریب خاک را با مِهر بگشاید
نمی دانم تو را ، اما
دلم
دلم ، چیزی نمی خواهد دگر جز او

دیدگاه ها (۱)

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

جز اودلم چیزی نمی خواهد بجز بارانبشوید این غبار خسته را از ت...

- جز اودلم چیزی نمی خواهد بجز بارانبشوید این غبار خسته را از...

جز اودلم چیزی نمی خواهد بجز بارانبشوید این غبار خسته را از ت...

جز اودلم چیزی نمی خواهد بجز بارانبشوید این غبار خسته را از ت...

فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دارکمی آهسته‌تر شاید...نه٬...

#کارو_شاعری_هرزکار_بود_از_آدمای_امروزی_بدتر_هوس_زیادی_کورش_ک...

خداوندا...!!!اگر روزی بشر گردیزحال بندگانت با خبر گردیپشیمان...

یاد من باشد فردا حتما ،بگشایم در آن پنجره بر وسعت نورنم اشکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط