{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد...

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:

باران احمق...

این است معنی مادر



♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥


کاش می شدلاغرکنم،خیلی لاغر…

بیست کیلوبشم!ده کیلوبشم!نه!سنگینه براش…

پنج کیلوبشم…

تا دوباره برم رو سینه مامانم بخوابم...

♥♥♥دوست دارمممم مامان♥♥♥
دیدگاه ها (۴)

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیا...

شعر طنزی گفته ام خیلی قشنگ, نقد کن اما بدون ...

دیگر مرا به معجزه دعوت نمیکنی, با من ز درد حادثه صحبت نمیکنی...

دلم یه بغل میخواد. . . . یه بغلی که برم توش و حالا حالاها ب...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

وقتي خيس از باران به خانه رسيدمبرادرم گفت:چرا چتري با خود نب...

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم برادرم گفت :چرا چتری با خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط