وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد...
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:
باران احمق...
این است معنی مادر
♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥
کاش می شدلاغرکنم،خیلی لاغر…
بیست کیلوبشم!ده کیلوبشم!نه!سنگینه براش…
پنج کیلوبشم…
تا دوباره برم رو سینه مامانم بخوابم...
♥♥♥دوست دارمممم مامان♥♥♥
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد...
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:
باران احمق...
این است معنی مادر
♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥
کاش می شدلاغرکنم،خیلی لاغر…
بیست کیلوبشم!ده کیلوبشم!نه!سنگینه براش…
پنج کیلوبشم…
تا دوباره برم رو سینه مامانم بخوابم...
♥♥♥دوست دارمممم مامان♥♥♥
- ۴۶۲
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط