{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Funny & fierce

Funny & fierce

Part 6


وقتی که متقاعدش کردم، فاصلشو ازم بیشتر کرد و بعد رفتیم پیش دوستم. وقتی منو دید داد زد

/هه‌جینننننننن

+سلاممممممم

یهو همه توی کافه به ما دوتا نگاه کردن

جیمین هم چون معروف بود دستشو گذاشت جلوی صورتش و رفت سمت دستشویی تا کسی نبینتش
منم رفتم پیش دوستم نشستم

/حالت چطوره هه‌جین؟

+خوبم تو چی؟

/منم خوبم اینا به کنار اون پسره جیمین بود درسته؟

+متأسفانه آره

_متأسفانه؟

+اوه.... کی...اومدی؟

چون یهویی اومد ترسیدم و لکنت گرفتم. با ترس بهش زل زده بودم که دوستم نجاتم داد

/سلام من چوی یونسو هستم، دوست صمیمی هه‌جین

_منم پارک جیمین هستم، همسر هه‌جین

+همسر نه، نامزدمه

_چه فرقی داره

+خیلی فرق داره. اینجوری یعنی من هنوز مجردم

یهویی خم شد و در گوشم آروم گفت

_نگفته بودی دوستت پسره. خوب شد همراهت اومدم وگرنه معلوم نبود این وقت شب میخواستی چیکار کنید

منم در گوشش جواب دادم

+من چیزی برای مخفی کردن ندارم، تو ازم نپرسیدی منم نگفتم بعدشم دوست‌پسرم که نیست دوستمه

_ولی گفت صمیمیه باهات

+از نظر تو صمیمی یعنی اینکه دوست‌پسرمه؟

/اهم...اهم منم اینجا هستما. میشه بعدا باهم در گوشی حرف بزنید

+درسته ببخشید

دوباره در گوشم گفت

_اینو یادت باشه. یه تنبیه در انتظارته

پامو زدم روی پای جیمین تا دیگه ادامه نده

+خیلی وقته ندیدمت، دلم برات تنگ شده بود

اومدم بغلش کنم که جیمین جلومو گرفت

+مشکل چیه؟

_با اینکار مخالفم

+خدایا منو از دست این نجات بده

/فکر کنم بد برداشت کردی. درسته که من پسرم ولی ما فقط دوستیم. هه‌جین بهش نگفتی؟

_چرا خیلیم دقیق بهم گفت ولی من یکم روی چیزایی که مال من هستن حساسم

/اون وسیله نیست که به کسی تعلق داشته باشه(با لحن عصبی)

+لطفاً تمومش کنیدددددد

(ویو جیمین)

بعد از مکالمه ای که داشتیم یه چشم غره به پسره رفتم. خیلی رو مخمه

/اوکی بیخیال، هه‌جین چی میخواستی بهم بگی؟

+هیچی ولش کن بعداً بهت میگم

_من غریبم؟

+آره

انتظار نداشتم اینقدر رک بهم جواب بده. از دستش عصبانی شدم بخاطر همین سرمو آوردم جلوی صورتش......


#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
دیدگاه ها (۶)

Funny & fiercePart7انتظار نداشتم اینقدر رک بهم جواب بده. از ...

Funny & fiercePart8(پرش زمانی فردا صبح) از تختم بیرون اومدم ...

Funny & fiercePart 5(ویو هه‌جین) داشتم لباسمو انتخاب میکردم ...

Funny & fiercePart 4رفتم یه گوشه‌ی اتاقم و شروع کردم به گریه...

داستان زندگی منپارت:19+رسیدیم کره رفتم خونه تهیونگ هم اصلا خ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟕جین گفت:_ راستی امروز جیمین رو دیدم.با شن...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط