{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی رقیب

هی رقیب
من اینجا اشک ریختم و تو آنجا خندیدی.
من مردم از دلتنگی و تو در آغوش او آرام گرفتی.
من نفس کم اوردم و او تو را با نفس هایش گرم کرد.
دیدگاه ها (۴)

دیریست قلبم وقتی میتپد صدای آن با نام تو هم آهنگ شده دیریست...

من…! مرا که میشنـاسی؟! خودمم کسی شبیه هیچکس! کمی که لابه ...

✘.. خیلی وقت است که بی تابم... دلم تاب میخواهدو یک هل محکم ک...

عشق واقعی هیچوقت نمی میره این هوس است که کمتر و کمتر میشه و...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 9سرباز 1: هوی چرا کشتیشسرباز 2:...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

قبل از این که ایزوکو بخواهد حرفش را ادامه دهد باکوگو آغوش گر...

دلتنگی هایتان را تایپ نکنید...دلتنگی هایتان را با پروفایل ها...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ویکم | کلیسای متروکهساعت دوازده شب، لانا و...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵³و با ناباوری به شخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط