{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که نمی دانی من

تو که نمی دانی من
همان عاشق دل خسته ام
لبخند می زنی و
با خنده ات از دست رفته ام
در خیابان یک طرفه
این گونه دوستت دارم
می گویی اکنون عاشقی راهم نیست
من به نام تو
صبر ایوب پیشه کرده ام
ترس من
از رفتن تو پیش از دانستن است
روز موعود دیر نیست اما
من به ماندن های تو دل بسته ام
دیدگاه ها (۱)

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم، تو به د...

سه شنبه وسطِ هفته ایستاده استو تنهایی ازش می بارد نه پای رفت...

اینکه تو یک روز بزرگترین تاجر شهر بشوی و بهترین و شیک ترین ل...

شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیزحالا منم و زردی و بی برگی پا...

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

شخصیت های توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر

پرسه در جنگل... ظهر...ات با کلی ذوق مشغول آشپزی بود.پیش‌بند ...

my snow ❄#my_snowPT 36اونا دوباره شروع به زدن هم میکنن . ات ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط