{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دل میبندی به یک سلام! به یک احوال پرسی!

گاهی دل میبندی به یک سلام! به یک احوال پرسی!
به سادگی بستن روبان صورتی به دور گل های رز چیده شده از باغ
وگاهی باید دل ببری،
از یک دوست..
از قلبی که برایش جان می دهی!
سخت است ،آنقدر سخت ک مثال ندارد.
باید قلبت را از سینه در آوری
مغزت را خالی کنی از تمام آن سلام ها و احوال پرسی ها باید
چشم هایت را پر کنی از اشک
باید گلویت را پر کنی از آه
آهی که آتش بپا می کند!
و می سوزانت هستیت را...
دیدگاه ها (۲)

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

جیمین امیدوارانه برگشت._ «خودمم. دکتر، حال.. همسرم..؟»دکتر آ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

فیک : بین راندها

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۱: خبر غیرمنتظرهدر باشگاه باز شد.همه ناخو...

تکپارتی‌ &کوک&وقتی:``همش‌ توی‌ خونه‌‌ای و‌ نمیزاره....``پیشن...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط