{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چترها را باید بست

چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است
رخت ها را بکنیم
دیدگاه ها (۱)

سر بـہ روي شانـہ هاي مهربانت ميگذارم عقـבـہ ي בل ميگشايم ...

دردو روز عمر کوته سخت جانی کرده امبا همه نامهربانان مهربانی ...

.

حرفش را ساده گفت : من لایق تو نیستم اما . . . نمیدانم خواست ...

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

معرفی کتاب

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۲۸ سکوت اتاق جلسه با...

نام: قرارداد نفرتPart:69جونگکوک چند لحظه دستش رو روی پیشونی ...

Last leaves/رمان جیمین

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

#اونـ_مالـ_منهـpart 3 کوک: خیلی خسته بودم اومدم تو اتاقم و ر...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

رز آبی پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط