{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ...

ادامه ...



تهیونگ دیگری چیزی نگفت و همان گونه سر روی بالشت زل زد به ات .. دخترک کمی خجالت کشید سپس پشت کرد و از اتاق خارج شب اتاق دونگ هو نزدیک بود بلافاصله وارد اتاق آبی رنگ شد در را بست و روی تخت نشست پسر بچه کمی گریه ناز و الکلی بیرون داد سپس بی صبرانه دست و پا تکون داد همان دقیقه صدا در به گوشش خورد به شدت در محکم زده میشد دخترک ترس و حول بچه را به آغوش گرفت سپس تند از اتاق خارج شد تهیونگ را دید که عصبی به سمت در هجوم برد محکم و عصبی در را باز کرد بلافاصله دختری با اندام لاغر و سفید موهای زرد رنگ که کمی تار هایشان مشکی وجود داشت ولی به طرز مشکوکی چشم هایش بادامی بود درست مثل چشم های تهیونگ! ...
دخترک مو زرد محکم زد با کیق به بازو تهیونگ و حولش داد به عقب ..
تهیونگ: هی با توئم آروم بگیر
دیدگاه ها (۱)

معجزه زندگی )پارت سی ... دختره عصبی سمت ات هجوم برد و با داد...

ادامه .... آروم بچه را روی تخت کوچیک در گهواره گذاشت سپس بعد...

معجزه زندگی )پارت بیست و نه با ناراحتی زل زد به تخت سفید رنگ...

کامنت هاااااشرط پارت بعدی ۵۰ کامنت راستی عکس فیکو تعغیر دادم...

دردسر های بچه داری پارت۵

رمان تهیونگ

دردسرهای بچه داری پارت ۱۱

چند پارتی

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۱ نسیم خنک صبحگاهی به پنجره اتاق ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۵ صدای جیغی گوش خراش از طبقه بالا...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط