{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر همکلاسیمون ته کلاس نشسته بود میخواست کنفرانس بده است

دختر همکلاسیمون ته کلاس نشسته بود میخواست کنفرانس بده استاد میگه خانم بیا جلو کنفراستو بده. دختره میگه میشه از پشت بدیم استاد از جلو سختمونه! بچه ها ریدن از خنده دستگیره ها آب شدن... حالا جالب ترش اینه استادم برگشته میگه چند بار از جلو بدی عادت میکنی منم کمکت میکنم! پسرای کلاس که نارنجک بستن رفتن واسه خودکشی از خنده.
دیدگاه ها (۶)

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست یه...

عززززیییییزم کاش بچم شبیهش بشه .بچه ها دیگه اخرای بارداریمه ...

خانومه اومد مغازه یه مقدار جنس برداشت ،منم بهش فاکتور دادم.ف...

همین الان یهوییییییییی وایییییی

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁵پذیرش، همان آرامشی‌ست که در دل طوفان پیدا می‌...

KIM V

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

میناز💙 روز کنفرانسم رسید و رفتم سر کلاس و استادم گفت نیم ساع...

وقتی ازش ضربه خوردی ❦پارت𝟗❦

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط