ﺩﺭدنیایی که آدمهایش صبح به صبح از خواب بیدار میشوند و تا
ﺩﺭدنیایی که آدمهایش صبح به صبح از خواب بیدار میشوند و تا شب با قلم موی گناه هی سر و روی دنیا را سیاه میکنند، محال است آفتاب هر صبح از مشرق بیاید بالا و باز بر سر و روی عالم گرده های طلا بپاشد.
محال است...
مگر اینکه کسی میان اشک های قنوت نیمه شبش چندبار زمزمه کرده باشد: "خدایا... گناهانشان را به من ببخش..."
محال است خورشید هر روز برای دیدن روی ماه چنین کسی طلوع نکند...
السلام علیک حین تحمد و تستغفر
محال است...
مگر اینکه کسی میان اشک های قنوت نیمه شبش چندبار زمزمه کرده باشد: "خدایا... گناهانشان را به من ببخش..."
محال است خورشید هر روز برای دیدن روی ماه چنین کسی طلوع نکند...
السلام علیک حین تحمد و تستغفر
- ۳۲۱
- ۰۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط