{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دنیایی که آدم‌هایش صبح به صبح از خواب بیدار می‌شوند و

در دنیایی که آدم‌هایش صبح به صبح از خواب بیدار می‌شوند و تا شب با قلم‌ موی گناه هی سر و روی دنیا را سیاه می‌کنند،
محال است آفتاب هر صبح از مشرق بیاید بالا و باز بر سر و روی عالم گرده‌ های طلا بپاشد.
محال است...
مگر اینکه کسی میان اشک‌های قنوت نیمه شبش چند بار زمزمه کرده‌ باشد: "خدایا... گناهانشان را به من ببخش..."
محال است خورشید هر روز برای دیدن روی ماه چنین کسی طلوع نکند...
السلام علیک حین تحمد و تستغفر ...
دیدگاه ها (۳)

سلاممممممممممممممممصبح همگیتون بخیررررررررخوبین؟؟؟سلامتین؟؟؟...

این پست به عشق رهبرم سید علی چند وقته براشون پست نزاشتماقا...

پنجشنبه همین هفته هم اول ماه رجبه و هم شب لیله الرغائب...اعم...

ﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢﻓﻀﯿﻠﺖ ﻟﯿﻠﺔ ﺍﻟﺮﻏﺎﺋﺐ ‏( ﻓﻀﺎﯾ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ نگاهش رو ا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

لبخند قاتلپارت²⁵ویو جونگ‌کوکصبح زود...هنوز آفتاب کامل طلوع ن...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽²:²🕊از ز...

بازی با آتیش

سناریو

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۰: صبحِ دردسرنور صبح آرام از میان پرده‌ها...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط