{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی را بهانه کرده ای برای بازگشت به آغوش خاطراتمان

دلتنگی را بهانه کرده ای برای بازگشت به آغوش خاطراتمان
اما حواست نیست
فراموشکار شده ای...
آدمی که روبروی تو ایستاده همان آدم قبل است که
گفتی نمیخواهی "به درد هم نمیخوریم"...
من تو را همان شب برای ابد از یاد بردم...
چیزی از تو در خاطرم نیست...
دلتنگیت را بردار و تا همیشه برو...
که این آدم سرد دیگر به درد دلت نخواهد خورد..
دیدگاه ها (۱)

تو که عاشق اناری

باید بروم از تو،باید بروی از من دیگر دل من با تو بی رحم،نمیم...

هیچ تناقضی در حرف هایم نیست وقتی همزمان هم می گویم برو، هم ب...

@jim_fic_btsآهای فسقلی من،من که میدونم چیزایی که بهم گفتی در...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

عاشقانه های شبنم

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 15 لایک✅ 20 کامنت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

پارت ۴۵سال‌ها بعد، دوباره به همان کلاب بلک رز برگشتیم.همان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط