{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 1

پارت 1
صبح با صدای شبیه جیرجیرک سودا که جار میزد سلننن پاشو سلناااا پاشو از خواب شیرینم بیدار شدم این دختر یه روزش تو سکوت نمیگذره دیوونه شدم از دستش هیچوقت نمیزاره سیرخواب شم
سودا : سلن هیی سلناااا پاشو دیگه گوشاتو دادی کرایه ؟
من : اهه ولم کن دیگه توام گیر دادیاا نمیزاری یه دو دیقه کپ مرگمو بزارم
سودا : پاشو دخترجون خبر نداری آرسام جونت میخواد بره امریکا ؟
من : چییی ؟ امریکا ؟؟؟؟ واسه چیی ؟؟؟ چرا به من نگفته ؟؟؟
سودا : اگه زودتر پا میشدی و گوشیتو رو سایلنت نمیزاشتی میفهمیدی ! پسره اومده میگه صد دفعه زنگ زدم بهش جواب نداده به من گفت بهت بگم
من : واسه چی میخواد بره ؟؟
سودا : پاشو برو پیشش تا بفهمی واسه چی میخواد بره
من : باوشه برو بیرون تا حاضرشم
سودا : اوکی سریع
اووف باز این ارسام کله پوک میخواد کجا بره بذا بهش زنگ بزنم
بوق بوق بوق
ارسام : الوو
من : لخت شو بپر جلو خخخخ
آرسام : مرضضض خرس قطبی چرا تا لنگ ظهر میخوابی ؟
من : اووف خب من شبا مث جغد بیدارم ... تا خوابم ببره ساعت 5 میشه خب طبیعیه که تا 2 افتاده باشم رو تخت حالا تعریف کن قضیه امریکا چیه ؟؟
آرسام : قضیه ش مفصله بیا به این آدرسی که بهت پی ام میدم
من : اوکی پ فعلا بای
گوشیو قطع کردم رفتم تخلیه چاه خخ تو ایینه به خودم نگاه کردم اووه شدم شبیه این آمازونیا موهام که سیخ شده بود عین این برق گرفته ها چشامم که پف کرده بود شلوارمم که یه پاچه اش بالا رفته بود تا زانوم اون یکیم پایین بود.. خب چیه ؟؟؟؟؟ مده دیگه !!!
خب حالا برم سراغ کمدم اووممم چی بپوشم ؟؟؟؟؟
یه تاپ رونافی مشکی با شلوار جین سفید موهامم شونه زدم ریختم رو شونه هام یه رژو ریملم زدم خب. دِ برو که رفتیممممم.... راه افتادم سمت آدرسی که آرسام فرستاده بود با بیشترین سرعت ممکن بعد پنج دیقه رسیدم کنار کافی شاپ پارک کردم رفتم تو اوه اوه چه کافی شاپ شیکی از دور ارسامو دیدم رفتم سمتش
ارسام : خوش اومدی خوابالو
من : سیلااام مرسی
ارسام : بهم برسی ..
من : سوار خرسی .. خب توضیح بده !!!
ارسام : نمیدونم چجوری بگم ..... اوومم...... سلن .....مامانم..........
سرطان خون داره .....
من : چییی ؟ یعنی چی ؟؟؟
ارسام : گوش بده ... اینجا پیش هردکتری میبریمش میگن کاری از دست ما برنمیاد مام تصمیم گرفتیم ببریمش امریکا
من : هووف اخه چرا خیلی ناراحت شدم جز دعا کردن از دست من که کاری برنمیاد انشالله که خوب میشه

ارسام : وقتی میبینم جلو چشام ذره ذره داره آب میشه ... عذاب میکشم ..
من : نگران نباش خودتو اذیت نکن عشقم خوب میشه خب کی میرین ؟ چقد طول میکشه ؟؟؟

ارسام : فردا صبح میریم فک کنم 6 ماهی طول بکشه

من : اوهه چقد زیاااد من که نمیتونم 6 ماه نبینمت
ارسام : منم نمیتونم اما بخاطر مامانم باید برم .. نمیتونم تنهاش بذارم ...
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 2من : درکت میکنم ... چی بگم دیگه مامانته نمیتونم بگم نر...

پارت 3من : از امریکا که اومدی بریم عقد کنیم ؟ارسام : چشم هر ...

خلاصه : داستان ما راجب دوتا خواهره بنام سلنا و سودا که وقتی ...

اگه کسی بی دلیل ازت بدش میاد !!! بهش یه دلیل بده :)

رمان تو خود منی

رمان : قلب در تاریکی

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:5ب...

#برادر ناتنی من

« مسابقه دهنده » ²وقتی وارد آشپزخانه شدم یه سگ خیلی بزرگ و ت...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط