گیسوی شب

☀️گیسوی شب☀️
# پارت صد ونود وچهار ...


گیسو :
آنا ناراحت نشست پشت میز وگفت : چقدر اسرار کردم مامان بیاد نیومد
- خب شاید دلیلی داشته
- چی عزیزم
صدای اریا پشت سرم اومد برگشتم نگاش کردم اومد وکنار آنا نشست وگفت : من که بهت گفتم نمیاد اگه هم خاله ات اومده بخاطر توه
آنا بغض کرد وگفت : ولی قول داد
آریا : خیلی ها قول میدن ورو قولشون نمی مونن خیلی ها حرف می زنن ورو حرفشون نمی مونن
منو نگاه کرد اخم کرد وگفتم : آنا عزیزم فعلا
چشم غره ای به آریا رفتم حق نداشت وقتی نامزاد داره انقدر گذشته رو یاداوری کنه رفتم وکنار یاشین نشستم
یاشین : چی شد آنا خوب نیست
- من که خبر ندارم اینجا چه خبره ولی گفته قراره مادرش بیاد
یاشین : عمرا آریا اینجا باشه وبدتر از همه چیز عمو باشه واون بیاد اینجا مگه آسونه
- چی بگم ...من که گفتم از چیزی خبر ندارم
یاشین اروم گفت : منظورت نامزادی آریاست ؟
- برام مهم نیست
- چی ؟!
یاشار اومد کنارمون وگفت : پاشید ببینم خاله وعموی عروس
یاشین با خنده گفت : خودتم باورت شده بابای عروسی
یاشار : والا گلی خانم جشن تولداش از عروسی هم بدتره
یاشار حق داشت کلی هزینه کرده بود ولی جونش به جون گلی بند بود اگه گلی چیزی رو میخواست نه نمی گفت ولی در عوض گلین خیلی عالی دخترشو تربیت کرده بود هر چندم یاشین لوس بارش میاورد
یاشار منو یاشین برد رو اون سکووخودشم دست گلین گرفت ومشعول رقص شدن کم کم خیلی ها اومدن رقصیدن حتا لیلا ولی آریا مثله همیشه وایساده بود ودست می زد جالب بود که گلی جلو اون می رقصید وآریا هم با لذت نگاش می کرد انگار متوجه نگاهم شد که برگشت نگام کرد رومو برگردوندم ویواشکی رفتم نشستم
انگاریه جا وایسادن ودیدن خوشحالی دیگران بیشتر لذت داشت تا رقصیدن
با لبخند نگاه می کردم متوجه شدم یکی کنارم نشسته برگشتم دیدم لیلاست چشای روشن قهوه ای موهای عسلی وپوست برنزه بینی عملی ولبای گوشتی خیلی خوشگل بود
لیلا : خیلی دوست داشتم بیام اینجا خوشحالم باهات آشنا شدم آنا خیلی از شما تعریف می کنه
- آنا لطف داره خوشحالم راضی هستید
دوست نداشتم باهاش حرف بزنم ولی ول کن نبود وگفت : شما اینجا نبودین درست میگم
- بله من اینجا درس نمی خونم
بهم لبخند زد وگفت : فعلا گلم
بلند شد ورفت کنار آریا وباهاش حرف می زد آریا نگاش می کردولبخند می زد با حرص رومو برگردوندم چرا باید زندگی من اینجوری می شد بخاطر چی ؟ یعنی من تا ابد باید قید مادر شدن رو می زدم ؟!
دیدگاه ها (۱)

☀️گیسوی شب☀️# پارت صد ونود وپنج ...آریا : لیلا : تفلی گناه د...

🌻گیسوی شب🌻# پارت صد ونود وشیش...آریا:برگشتم برم اتاق گلین ول...

☀️گیسوی شب☀️# پارت صد ونود وسه ...گیسو :موهامو خیلی ساده باف...

☀️گیسوی شب☀️# پارت صد ونود ودو...گیسو : انا ویاشار با دستای ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 37ویو ات*رفتم توی اتاقمو درو بستمو پش...

𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۵ویو ا.تبا الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دوش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط