{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک کوک عشق سرسخت من

فیک کوک عشق سرسخت من
( پارت۲)
از زبان جونگ کوک
از کره اومدم فرانسه بچه هارو دیدم حالم بهتر شدخیلی خستم برم بخوابم
از زبان ات
خیلی کنجکاو بودم راجب جونگ کوک نامزد داره پس چرا نامزدش نیمومده
صبح ساعت ۵
از زبان جونگ کوک‌از خواب بیدارشدم رفتم پایین ورزش کنم داشتم اب میخوردم که یکی باموهای خیلی وز اومد سمتم ترسید اب پرید تو گلوم دیدم ات اومد بزنه پشتم بهش گفتم نیازی نیس فقط ازم فاصله بگیر رفتم توی حیاط ورزش کنم
از زبان ات
چرااین باخودش دگیره اثلا این موقع صبح کی ورزش میکنه برم بخوابم اه
صبح ساعت ۷ ‌از خواب بیدار شدم رفتم خونه خودم حاضر شدم رفتم سرکار رییس ازم یه طرح خواسته طراحی کردم تموم شد نشستم پشت میز کارم که جیمین اومد پیشم به گفتم جیمین چرا جونگ کوک انقدر بداخلاق قضیه رو بهش گفتم جیمین خیلی تعجب کرده بود گفت با شناختی که از جونگ کوک دارم اون خیلی خوش اخلاق ادم اجتمایی سر گرم حرف زدن با جیمین بودم که ساعت کاریم تموم شدباهم پاشدیم واز شرکت زدیم بیرون جیمین گفت کتم خونت جامونده اون سریع قبل خونه تو جمع شدیم جاموند باهم بریم منم کت مو بردارم
دیدگاه ها (۰)

فیک کوک عشق سرسخت من(پارت۳)از زبان ات گفتم باشه بریم با جیمی...

فیک کوک عشق سر سخت من (پارت۴)از زبان ات چشمم به جیا بود پسرا...

فیک تهیونگ پادشاه قلبم(پارت۱۲) از زبان ات رفتم توی اتاق تهیو...

فیک تهیونگ پادشاه قلبم( پارت۱۱)از زبان تهیونگ ات لیا چی میگف...

part19 عشق پنهان《ویوی ات》وای دروغ گفتن چقدر سخته اههه 《از زب...

تو متعلق به منی پارت ۳۳ویو اتسوار ماشینی شدیم که از طرف شرکت...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط