{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد جوانی سوار بر قطار به مسافرت می رفت ، به علت بی توجه

مرد جوانی سوار بر قطار به مسافرت می رفت ، به علت بی توجهی یک لنگه کفش وی ازپنجره قطار بیرون افتاد مسافران دیگر برای مرد تاسف می خوردند، ولی مرد بی درنگ ...

لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت همه تعجب کردند، مرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهدشد.
دیدگاه ها (۱۲)

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها ب...

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگی...

بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتر...

پدر و پسری در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر ک...

#ددی_من | قسمت سوم: سایه‌های تاریکلیا با سرعت از راهروها رد ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 104✦...................

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²³نور صبح از لای پرده‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط