{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها دلم اصرار دارد

این روزها دلم اصرار دارد
فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام؛
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،
خط خطی نشود . . .!!!
دیدگاه ها (۱)

بچه که بودم کفشهایم پاره بود..شبها زیر پتو دعا میکردم خدابیا...

http://vip.opload.ir/vipdl/95/12/santex/Qaribe.mp3ye voic dg...

دراز میکشم …خیره میشوم به سقف …اشکهایم میچکند …سر میخورند و ...

سطــر سیــاه کـــلاغ های روی تیـــر برق را برهم میــــزند......

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

درخواستیاسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت اولفضای خانه از سنگین...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

بچه که بودم آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط