{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی

روزی
زنی بود که
سه عروس داشت ،،

میخواست ، عروس هاش رو امتحان کنه،
ببینه
کی از همه بیشتر دوستش داره ...!

وقتی از کنار حوض حیاط رد میشود ،

عمدا خودش رو داخل حوض انداخت ،
تا
عکس العمل عروس بزرگش رو ببینه..

عروس بزرگ فورا تو آب پرید
و مادر شوهرش رو نجات داد...
فردا صبح
عروس بزرگ ، یک پژو ۲۰۶
جلوی در دید که
روش نوشته بود:
تقدیم به عروس گلم
"مادر شوهرت..."

فردای آنروز
همین کار رو برای عروس دومش انجانم داد،،
عروس دوم هم
مادر شوهر رو نجات داد،،

و
فرداش یه پژو ۲۰۶
جلوی در خونش بود که نوشته بود:
مرسی عروس گلم
" مادر شوهرت..."

نوبت به عروس کوچیک رسید..
مادر شوهر خودش رو داخل حوض انداخت
به این امید که عروس سوم نجاتش بده ...

اما عروس سوم گفت:
فدای سرم ...

و
مادر شوهر مرد...

فردای اون روز ،
عروس
یه مازراتیِ آخرین مدل
در خونه ش دید که
روش نوشته بود :

مرسی عروس گلم...

(پدر شوهرت)
دیدگاه ها (۲۶)

من عشقتو به دنیا نمیدم.

چقدر زیباست این مطلبی رو که چند مرتبه ارزش خوندن داره ... ...

هر چی دارم از عشق دارم

اینها هم تقدیم به عشقم.

#ارباب‌سنگدل #پارت_29 ا‌ت با سردردی چشماش رو از هم باز کرد و...

ᴘᴀʀᴛ ۱۷ | یه روز متفاوتصبح روز بعد...حیاط پرورشگاه مثل همیشه...

Enemys Embrsce [ part ۲۶ ]

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏سه روز از اون ماجرا می گذشت و تو این س...

پارت ۷هاشیراما با عجله داشت به سمت بیمارستان می‌رفت . همانطو...

چند پارتی درخواستی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

P⁶همین‌طور که سورا زیر سینه‌م آروم گرفته بود و چشماش خمار خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط