{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که دورتر شوم از سمت خانه ات

رفتم که دورتر شوم از سمت خانه ات
از زُل زدن به پنجره ی بی نشانه ات

گفتم تو را به درد خودم مبتلا کنم
دردی که می زند به سر و قلب و شانه ات

لعنت به چشم تو که فقط ساده می کُشد
نفرین به شعرهای شب عاشقانه ات

هق هق نمی کنم که چرا دل نمی دهی
باید که می شناختمت از بهانه ات

انگورهای باغ دلم قسمتت نشد
دنیا نخواست تا بشوم نوبرانه ات

مهلت نشد که باز تو را عاشقت کنم
دل را زدم به سوی غم بی کرانه ات.......
دیدگاه ها (۲)

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی ،چه شرابی به تو دادند که ...

دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری ؟خسته از عشقم،بگو این قلب ...

از چه با من اینچنین ســــردی ؟ بگوتا بــه کی اینگــــونه نام...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

dark life = 27

سناریو جونگکوک

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

like swan🦢#like_swan PT26𝑙𝑎𝑠𝑡 𝑝𝑎𝑟𝑡🧚🏻‍♀️ویو هویج: نامجون دوبا...

AR-Lp 36

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط