رفتن که بهانه نمیخواهد
رفتن که بهانه نمیخواهد
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و
گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده
رفتن که بهانه نمیخواهد
وقتی نخواهی بمانی
با چمدان که هیچ،بی چمدان هم میروی
ماندن...
ماندن اما بهانه میخواهد
دستی گرم،نگاهی مهربان،
یک فنجان چای،بوی عود،یک آهنگ مشترک،خاطرات تلخ و شیرین...
وقتی بخواهیبمانی
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد
خالیاش میکنی و باز هم میمانی
میمانی و وقتی بخواهی بمانی
نم باران را رگبار میبینی
و بهانهاش میکنی برای نرفتن
آری
آمدن دلیل میخواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچ کدام.....
فروغ فرخزاد
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و
گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده
رفتن که بهانه نمیخواهد
وقتی نخواهی بمانی
با چمدان که هیچ،بی چمدان هم میروی
ماندن...
ماندن اما بهانه میخواهد
دستی گرم،نگاهی مهربان،
یک فنجان چای،بوی عود،یک آهنگ مشترک،خاطرات تلخ و شیرین...
وقتی بخواهیبمانی
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد
خالیاش میکنی و باز هم میمانی
میمانی و وقتی بخواهی بمانی
نم باران را رگبار میبینی
و بهانهاش میکنی برای نرفتن
آری
آمدن دلیل میخواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچ کدام.....
فروغ فرخزاد
- ۱.۲k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط