{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 28 صدای ماه

پارت 28 صدای ماه
ات:واقعا هعی روزگار
جیمین:خوب بچه ها موافقین بریم بار دوباره
ات:واقعااااا(ذوقققققق
جیمین:اله(کیوت
تهیونگ:حالا خودتو کیوت نکن بریم
اعضا:اره بریم
و رفتن ات زیاد لباس بازی نپوشیده بود به خاطر جیمین
و تو بار همه مافیا بودن و چند تا دختر بودن ولی بیشتر مرد بودن
جیمین: لیدی افتخار رقص بهم میدی
ات:بله حتما
داشتیم میرقصیدیم
که دیدم یونا داره با جیهوپ کیس میرن و یونا گفت دوست دارم جیهوپم همینطور
ات:جیمین ول کن بزار تو خونه حسابش میرسم راستی سومی رو گذاشتیم تو خونه بادیگاردای سربازیتم گذاشتی دیگه اجوما هم مراقبش هس دیگه؟
جیمین:نترس مراقبشه
ات: عوم.
جیمین:بیبی بیا بریم پیش اعضا بشینیم مشروب بخوریم
ات:اوک فقط من برم یک دقیقه سرویس بهداشتی
جیمین:اوک
رفتم سرویس بهداشتی که یک پسره دنبالم افتاد
پسره:لیدی جذاب افتخار میدیدید بیای خونمون یکم زیرم بخوابی🤲
ات:گمشو نه
پسره:پس خود دانی اومد ات رو بغل کرد که ات یک لگد زد تو دماغ پسره و ات هعی داشت پسره رو کتک میزد که ول کردش
جیمین:چرا بهم نگفتی
ات:من هیچوقت نیاز به کمک کسی زیاد ندارم
جیمین:اوف باشه
ات:بریم خونه
جیمین:باشه بریم
ات:پسرا بیاین بریم
پسرا:باشه
و رسیدن خونه
************🦋


سومی رو دیدیم چون خیلی دیروقت بود ات گقت
ات:سومی چرا نخوابیدی دیروقته
سومی:منتظر تو بودم باهم بخوابیم
ات:اوکی عزیزم برگ بالا بخواب ما هم میایم
ات:یونا شنیدم که با جیهوپ قرار میزاری
کوک:چییییییییی اوه خوشبخت شین ایشالل بچه دار شدنتون😈


یونا:بش حالا اره قرار میزاریم من خیلی خسته ام برم بخوابم بایییی
ات:بایییی
اعضا:ما هم بریم
ات:شما هیچ جا نمیرین هنوز معلوم نیست فیلمی که برام فرستاندن فیک یا نه پس برین بالا بخوابین
شوگا:باشه من هرجا باشه میخوابم شب بخیر
ات:شب بخیر به همه
3 ماه بعد


ات صاحب یک پسر شد
و
دیدگاه ها (۰)

پارت 29 صدای ماه و اسم پسرمون لی جونگ سوک بود که ما سوک صداش...

پارت 30 صدای ماهکه یهو جیمین اومد و سومی هم اومدسومی:سلام ما...

پارت ٢٧ صدای ماه 🦋<3و عین همیشه جین داشت صبحونه درست میکردات...

پارت ٢۶ صدای ماه🦋و همگی اومدن پایین نشستن که ات گفتات: پوفف...

#میکاپ_آرتیست_من

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 5سوار ماشین شدیم و رفتیم شهر بازی جی...

𝓹𝓪𝓻𝓽 29ات سوار ماشین شد و رفت ات ویوچقد این پسرا چندشن ایشش ...

𝓪𝓻𝓽۳۴ـــــــــــــــویو رسیدن ات و یونجون به خونهات: ممنون ک...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

پارت ۲۸ات یه چاقو از تو آبدارخونه اونجا برداشت و رفت تو حیاط...

𝓹𝓪𝓻𝓽 30ویو فردا صبح پاشدم موهامو که انگار برق گرفته بودو درس...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط